مطالب مرتبط
بیشتر بخوانید
طبق یک مطالعه منتشر شده در JAMA Psychiatry، داروهای سمگلوتاید مانند Ozempic و Wegovy میتوانند خطر بیماریهای قلبی و متابولیک را در افراد مبتلا به اختلالات طیف اسکیزوفرنی کاهش دهند.
سمگلوتاید و سایر داروهای آگونیست گیرنده GLP-1، مشابه هورمون طبیعی روده (GLP-1) عمل میکنند که اشتها و مصرف غذا را تنظیم میکند. این دارو با فعالسازی گیرندههای GLP-1 در مغز، احساس سیری طولانیتری ایجاد کرده و تخلیه معده را کند میکند. همچنین با افزایش ترشح انسولین وابسته به گلوکز، کنترل قند خون را بهبود میبخشد.
در این مطالعه، محققان دانمارکی ۷۳ بزرگسال مصرفکننده داروهای ضدروانپریشی را که علائم اولیه دیابت داشتند و میانگین BMI آنها ۳۶ (چاقی) بود، وارد مطالعه کردند. این شرکتکنندگان، با سن ۱۸ تا ۶۵ سال، به طور تصادفی دریافتکننده تزریق هفتگی سمگلوتاید یا دارونما برای مدت ۶.۵ ماه شدند.
این مطالعه بالینی تصادفی دوسوکور و کنترلشده با دارونما در سه مرکز در دانمارک انجام شد، به طوری که هیچیک از شرکتکنندگان یا محققان تا پایان مطالعه نمیدانستند چه کسی دارو دریافت کرده است.
پس از دوره درمان، تقریباً نیمی از شرکتکنندگان دریافتکننده سمگلوتاید به سطح HbA1c کمتر از ۵.۴٪ رسیدند و بهبود قابل توجهی در کنترل قند خون مشاهده شد. آنها همچنین به طور میانگین ۹.۲ کیلوگرم بیشتر از گروه دارونما وزن کم کردند.
این نتایج بسیار امیدوارکننده است، زیرا بیمارانی که برای درمان اسکیزوفرنی از داروهای ضدروانپریشی نسل دوم مانند کلوزاپین یا اولانزاپین استفاده میکنند، در معرض خطر بیماریهای متابولیک و قلبی هستند.
مطالعات نشان دادهاند که افراد مصرفکننده این داروها دو تا سه برابر بیشتر در معرض مرگ زودرس هستند و امید به زندگی آنها حدود ۱۵ سال کمتر از جمعیت عمومی است، زیرا در معرض بیماری قلبی، چاقی و دیابت نوع ۲ قرار دارند.
تلاشها برای مدیریت این عوارض جانبی با تغییر دارو یا اصلاح سبک زندگی اغلب مؤثر نیست و گاهی تغییر داروی ضدروانپریشی، علائم روانپریشی را بدتر میکند.
در مقابل، درمان با سمگلوتاید با دوز پایین نه تنها فواید متابولیک مثبت داشت، بلکه علائم روانپریشی را بدتر نکرد.
محققان میخواستند بررسی کنند که آیا مداخله زودهنگام میتواند آسیبهای طولانیمدت قلب و متابولیسم را کاهش دهد یا خیر. بنابراین، مطالعه روی شرکتکنندگانی انجام شد که طی پنج سال گذشته کلوزاپین یا اولانزاپین را شروع کرده و علائم اولیه مشکل قند خون داشتند، اما داروی دیابت مصرف نمیکردند.
شرکتکنندگان گروه سمگلوتاید با دوز ۰.۲۵ میلیگرم هفتهای یک بار شروع کردند و به تدریج تا هفته هشتم به ۱ میلیگرم رسیدند تا بدن به درمان عادت کند. شایعترین عوارض گزارش شده، مشکلات گوارشی مانند تهوع و استفراغ بود که برای اکثر شرکتکنندگان خفیف و موقتی بود.
در پایان، ۴۳٪ از افراد گروه سمگلوتاید به سطح سالم قند خون رسیدند، در حالی که این رقم در گروه دارونما فقط ۳٪ بود. آنها همچنین ۷ سانتیمتر از دور کمر و ۶.۱ کیلوگرم چربی بدن خود را کاهش دادند و سیگاریها احساس وابستگی کمتری به نیکوتین داشتند.
این یافتهها نشان میدهند که داروهای GLP-1RAs میتوانند به عنوان یک استراتژی مداخله زودهنگام برای کاهش ریسک کاردیومتابولیک در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی استفاده شوند.
برای کسب اطلاعات بیشتر درباره مراقبتهای پیشرفته متابولیک و روانپزشکی، مراجعه به کلینیک برمودا توصیه میشود، جایی که تیم متخصص ما خدمات علمی و بهروز برای بیماران ارائه میدهد.